پشت پرده سخن آغازین
-
تاریخ: 1405/4/30 ساعت: 8:45
سخن آغازین در این گزارش، تازهترین اطلاعات درباره «سخن آغازین» را میخوانید. خیلی وقت هست تصمیم گرفتم خاطره قشنگ لحظه های بودن در کنار پسر نازنینم رو ثبت کنم ولی فرصتی دست نمی داد. مشغله های روزمره، سختی و مشقات کار در اداره و شاید هم حواس پرتی خودم از جمله مهمترین دلایلی بود که تا امروز این امر مهم...
جزئیات تازه از انتخاب اسم
-
تاریخ: 1405/4/30 ساعت: 8:45
انتخاب اسم در این گزارش، تازهترین اطلاعات درباره «انتخاب اسم» را میخوانید. تاریخ دقیق یادم نیست ولی روزهای آخر ماه رجب سال 88 بود که با آقای پدر برای اولین بار صحبت میکردم. مراسم خواستگاری از من بود و من دستپاچه و هول ... همین روز بود که برای اولین بار اسمت رو شنیدم. آقای پدر هنوز نه به دار بود و ...
آخر و عاقبت ترس از آمپول؛ روایت کامل
-
تاریخ: 1405/4/30 ساعت: 8:45
آخر و عاقبت ترس از آمپول در این گزارش، تازهترین اطلاعات درباره «آخر و عاقبت ترس از آمپول» را میخوانید. نه ماه ... 270 روز شاید مثبت و منفی 3 یا 4 روزنه ماهی که در شبانه روزش با گل پسر تک و تنها هستی ... مثل جوانه ای که تو تاریکی در بطن سنگ روییده. نمیشه توصیف کرد. هفدهم ماه رمضان سال 94 بود که متو...
پشت پرده گٌل گشت روز جمعه 9 تیر
-
تاریخ: 1405/4/30 ساعت: 8:45
در این مطلب، جزئیات مربوط به «گٌل گشت روز جمعه 9 تیر» ارائه شده است.دیروز جمعه بود و آقای پدر مسئول شیفت . پس ساعت نه و نیم صبح شال و کلاه کردیم و راهی خونه مادرم شدیم. دور و بر ساعت 11 با مامان و دانیال گل پسر رفتیم بیرون. کفش های گل پسر رو پوشونده بودم و دستش رو گرفته بودم و خودش راه می رفت. کوچول...
افشای جزئیات عمو پوررنگ
-
تاریخ: 1405/4/30 ساعت: 8:45
عمو پوررنگ در این مطلب، جزئیات مربوط به «عمو پوررنگ» ارائه شده است. دانیال بداخلاق می شود ... همه میگن این همه کلافگی و بداخلاقی به خاطر دندون در آوردنه. از طرفی چون به جز شیر پاستوریزه هیچی نمیخوره مشکل یبوست هم اضافه شده و آقای پسر من شده نق نقویی که فقط دوست داره بغلم باشه. بیشتر مواقع کتفم و پشت...
ماجرای واکسن 18 ماهگی
-
تاریخ: 1405/4/30 ساعت: 8:45
گزارشی از مهمترین نکات مربوط به «واکسن 18 ماهگی».فردا روز عید قربان هست و آقای پدر از شانس بد ما شیفت هستن. البته ما دو روز جلوتر به پیشواز عید قربان رفتیم. دیشب اول رفتیم خونه پدرشوهرم و بعد از اینکه دانیال ناقلا جاروها رو کشف کرد و حسابی باهاشون بازی کرد رفتیم ژاسمن و کباب معروف عید قربان رو زدیم...
انتخاب اسم
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 4:15
تاریخ دقیق یادم نیست ولی روزهای آخر ماه رجب سال 88 بود که با آقای پدر برای اولین بار صحبت میکردم. مراسم خواستگاری از من بود و من دستپاچه و هول ... همین روز بود که برای اولین بار اسمت رو شنیدم. آقای پدر هنوز نه به دار بود و نه به بار ، گفت دوست دارم اگر روزی صاحب پسر شدم اسمش رو بذارم " دانیال " و من...
گٌل گشت روز جمعه 9 تیر
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 4:15
دیروز جمعه بود و آقای پدر مسئول شیفت . پس ساعت نه و نیم صبح شال و کلاه کردیم و راهی خونه مادرم شدیم. دور و بر ساعت 11 با مامان و دانیال گل پسر رفتیم بیرون. کفش های گل پسر رو پوشونده بودم و دستش رو گرفته بودم و خودش راه می رفت. کوچولوی سر به هوای من. مدام حواسش پرت می شد و اصرار داشت به هر چیزی که دو...
ترس
-
تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 4:15
قبل از این پسر کوچولوی من خیلی شجاع بود شاید هم معنی ترس رو نمی فهمید ولی اخیرا پسرک من ترسو شده. شاید هم پایان شانزده ماهگی مصادف هست با آغاز ترس های کوچک و بزرگ. قبل از این در تاریکی شب به راحتی از اتاق خواب بیرون می رفت ولی الان تاریکی، حمام ، گاو موزیکال ، صداهای ناگهانی ... همه و همه باعث بهم خ...
واکسن 18 ماهگی
-
تاریخ: 1396/6/31 ساعت: 4:13
امروز پدیده دردناکی به نام واکسن 18 ماهگی باعث شد بعد از مدت ها دست به قلم! بشم. کوچولوی شیطون من تا دلتون بخواد این روزها ورجه وورجه میکنه. حالا قراره دو تا سوزن بزنن به دو تا پاهای خوشگلش ... حتما خیلی بی تابی میکنه. دوست دارم زودتر فردا عصر برسه تا دانیال فسقلی من تب و درد واکسن رو پشت سر گذاشته ...
گٌل گشت روز جمعه 9 تیر
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:28
دیروز جمعه بود و آقای پدر مسئول شیفت . پس ساعت نه و نیم صبح شال و کلاه کردیم و راهی خونه مادرم شدیم. دور و بر ساعت 11 با مامان و دانیال گل پسر رفتیم بیرون. کفش های گل پسر رو پوشونده بودم و دستش رو گرفته بودم و خودش راه می رفت. کوچولوی سر به هوای من. مدام حواسش پرت می شد و اصرار داشت به هر چیزی که دو...
ترس
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:28
قبل از این پسر کوچولوی من خیلی شجاع بود شاید هم معنی ترس رو نمی فهمید ولی اخیرا پسرک من ترسو شده. شاید هم پایان شانزده ماهگی مصادف هست با آغاز ترس های کوچک و بزرگ. قبل از این در تاریکی شب به راحتی از اتاق خواب بیرون می رفت ولی الان تاریکی، حمام ، گاو موزیکال ، صداهای ناگهانی ... همه و همه باعث بهم خ...
عمو پوررنگ
-
تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 3:28
دانیال بداخلاق می شود ...همه میگن این همه کلافگی و بداخلاقی به خاطر دندون در آوردنه. از طرفی چون به جز شیر پاستوریزه هیچی نمیخوره مشکل یبوست هم اضافه شده و آقای پسر من شده نق نقویی که فقط دوست داره بغلم باشه. بیشتر مواقع کتفم و پشتم دردناک هست و عضلات گردنم گرفته ... تازگی ها وقتی آنونس برنامه عموپو...
سخن آغازین
-
تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 12:33
سلام ... خیلی وقت هست تصمیم گرفتم خاطره قشنگ لحظه های بودن در کنار پسر نازنینم رو ثبت کنم ولی فرصتی دست نمی داد. مشغله های روزمره، سختی و مشقات کار در اداره و شاید هم حواس پرتی خودم از جمله مهمترین دلایلی بود که تا امروز این امر مهم محقق نشد. اما امروز قطع بودن سامانه های مرتبط به کارم در اداره باعث...
انتخاب اسم
-
تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 12:33
تاریخ دقیق یادم نیست ولی روزهای آخر ماه رجب سال 88 بود که با آقای پدر برای اولین بار صحبت میکردم. مراسم خواستگاری از من بود و من دستپاچه و هول ... همین روز بود که برای اولین بار اسمت رو شنیدم. آقای پدر هنوز نه به دار بود و نه به بار ، گفت دوست دارم اگر روزی صاحب پسر شدم اسمش رو بذارم " دانیال " و من
آخر و عاقبت ترس از آمپول
-
تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 12:33
نه ماه ... 270 روز شاید مثبت و منفی 3 یا 4 روز نه ماهی که در شبانه روزش با گل پسر تک و تنها هستی ... مثل جوانه ای که تو تاریکی در بطن سنگ روییده. نمیشه توصیف کرد. هفدهم ماه رمضان سال 94 بود که متوجه شدم خدا من رو لایق مادر شدن دونسته. دو سه ماه اول فقط وقتی صدای نازنین قلب پسر رو در دستگاه سونو می ش